محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6459

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه خبر آنها را بداند و براى مقابله شان آماده شدن گرفت ، چيزى نگذشت كه جبايى به هزيمت سوى وى بازگشت و خبر آورد كه آنها به باب طنج رسيده‌اند ، به نيم فرسخى جايى كه در آن وقت اردوگاه سليمان بود ، به دو دستور داد كه بازگردد و در مقابل آن سپاه ايستادگى كند و آن را از رسيدن به اردوگاه مشغول دارد تا سليمان به دو رسد . وقتى جبايى را سوى مقصد روان كرد ، روى بامى رفت و از آنجا نظر كرد و سپاه را ديد كه پيش مىآمد . پس با شتاب فرود آمد و از نهر طهيثا گذشت و پياده برفت ، جمعى از سرداران زنگيان و يارانشان نيز از پى وى برفتند تا به باب طنج رسيدند ، اغرتمش پشت بكرد و آنها را واگذاشت كه شتابان سوى اردوگاه وى روان شدند . و چنان بود كه سليمان به جانشينى كه بر سپاه خويش معين كرده بود دستور داده بود كه نگذارد كسى از سياهان به كسى از سپاهيان اغرتمش نمايان شود و هر چه مىتوانند خويشتن را مخفى كنند و آن قوم را واگذارند كه در نهر پيش روند تا وقتى صداى طبلهاى وى را بشنوند و چون آن را شنيدند بر ضد آنها برون شوند و آهنگ اغرتمش كنند . اغرتمش با سپاه خويش بيامد چندان كه ميان وى و آن سپاه نهرى فاصله بود كه از طهيثا جدا مىشد به نام جارورهء بنى مروان . جبايى با زورقهاى خويش هزيمت شد و به طهيثا رسيد ( 525 و زورقهاى خويش را آنجا نهاد و پياده سوى اردوگاه سليمان بازگشت . مردم اردوگاه سليمان از اغرتمش سخت هراسان شدند و به هر سوى پراكنده شدند ، گروهى از آنها با سردارى از سياهان به نام ابو الندا به پا - خاستند و به مقابلهء آنها رفتند و به نبردشان گرفتند . و از ورود به اردوگاه بازشان داشتند . سليمان از پشت سر آن قوم حمله برد ، زنگيان طبلهاى خويش را زدند و خويشتن را در آب افكندند كه سوى آنها عبور كنند . ياران اغرتمش هزيمت شدند و سياهانى كه در طهيثا بودند به آنها حمله بردند و تيغ در ايشان نهادند . خشيش بر اسبى ابلق كه زير ران داشت بيامد كه مىخواست سوى اردوگاه خويش باز رود ، سياهان به طرف وى رفتند و او را از پاى بيفكندند و شمشيرهايشان در او به كار افتاد كه